X
تبلیغات
چشمان منتظر
منتظران مهدی
 

سخت است ولی مولا، خوب است نمی آیی


دلتنگ توام اما خوب است نمی آیی


یک کوفه فریب و غم،


یک شام پر از محنت


آیی تو شوی تنها، خوب است نمی آیی


یک نیمه ی شعبان را در فکر تو می مانند


از فکر روی فردا، خوب است نمی آیی


یک جمعه فقط ندبه، یک هفته فراموشی


بود تو شود رویا، خوب است نمی آیی


لاف غم عشق تو ذکر همه ی مردم


بنگر به دل آنها، خوب است نمی آیی


پیش نظر بعضی حاجت بدهی خوبی


اما نه برای ما، خوب است نمی آیی


یک شام سه شنبه را در کوی تو می آیند


اما دلشان اینجا، خوب است نمی آیی


سرداب تو مخروبه، قبر پدرت ویران


شهر تو پر از اعداء، خوب است نمی آیی


با این همه درد و غم، می سوزی و می سازی


ای منتقم زهرا، خوب است نمی آیی

http://pic.photo-aks.com/photo/images/religious/mahdi/large/%db%8c%d8%a7%20%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%20%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86.jpg

|+| نوشته شده توسط ایمانی در یکشنبه دوم تیر 1392  |
 حضور سبز

فقط حضور سبز او هميشه جمعه ها كم است

خداي من تو شاهدي كه روز و سال من غم است

ببين دعاي ندبه را كه ندبه مي كند عزيز

و يا كه روي چشم گل هميشه اشك شبنم است

براي گريه كردنم فقط بهانه اي بس است

ببين كه صحن چشم من هميشه غرق در نم است

اگر چه خنده مي كنم ولي دلم گرفته است

دليل خنده هاي من هميشه گنگ و مبهم است

قسم به جان مادرت مرا رها نكن عزيز

ببين كه هفته هاي من محرم است و ماتم است

((تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام))

فقط حضور سبز او هميشه جمعه حاكم است

|+| نوشته شده توسط ایمانی در سه شنبه چهاردهم تیر 1390  |
 مهدی موعود (عج) از زبان مولد کعبه (ع)

رجب: ماه الله الاصم، ماه أين الرجبيون، باعظمترین و بهترین ماه خدا .
علی نخستین ایمان آورنده به دین خدا ، نخستین ثناگوی الله و اسوه تقـوی و مظــهر ایمــان ، عـزت آل پیمـــبر ، منشــاء جـود و سخاوت، موج دریای وفا ، لعل رخشـــان ولایت ، منبع مهــر و محبت ، صــاحب لطف و کرم و افتـــخار شیـعیان .
علی تنها بنده ی خدا که ولادتش و شهادت در خانه الله و در روزهای خاص صورت گرفت.
ولادتش در ایام البیض ماه الله و شهادتش در شبهای نزول قرآن در ماه پرفیض و پرکت رمضان

                                          « آری علی بنده ایست متعالی »

 در دومين جمعه از ماه رجب، كه از ماههاى حرام است و احترام خاصى در ميان همه قبايل و طوائف داشت، ازدحام عجيبى در اطراف كعبه بود و سيل مردم از پير و جوان با احترام ويژه اى در اطراف خانه خدا در حال طواف بودند كه زنى حامله، با چهره اى شكسته، در گرداگرد خانه خدا بى تابانه مى گرديد و با انگشتان لرزانش به جامه كعبه آويخته بود و در حالى كه قطرات اشكش سيل آسا به صورتش مى ريخت، زير لب مى گفت:
پروردگارا! من به تو ايمان آورده ام و به آنچه كتاب و پيامبر از سوى تو آمده ايمان دارم.
پروردگارا! من به آيين جدم «ابراهيم خليل» كه بينانگذار اين خانه كهن است، ايمان دارم.
 پروردگارا! ترا سوگند مى دهم به حق بنيانگذار اين بيت، و به حق اين مولودى كه در شكم دارم، اين زايمان را بر من آسان گردان.
 چشمهاى كنجكاو، او را، مى ديد و گوشهاى شنوا، سخنانش را دنبال مى كرد و حس كنجكاوى در مغزها تحريك مى شد ....... كه ناگهان فريادى از تعجب از همگان بلند شد!!!! و به دنبال آن سكوتى سنگين بر همگان حكمفرما شد. آب در گلوها خشكيد، حيرت و تعجب بر چهره ها نقش بسته و نفسها از سينه ها بيرون نمى آمد.
كسى جرأت نداشت سكوت را بشكند و بگويد: لحظه اى پيش ديوار كعبه شكافته شد و زن حامله اى به درون خانه خدا رهنمون شد!
چه كسى باور مى كرد كه سنگ خارا آغوش باز كند و زن حامله اى را در خود جاى دهد؟!؟!
حيرت و تعجب مردم هنگامى افزايش يافت كه تلاش پرده داران كعبه، در گشودن قفل در به نتيجه نرسيد.
لحظه به لحظه بر ازدحام مردم افزوده مى شد، همگان در انتظار بودند كه از فرجام اين راز آگاه شوند. از نظرِ مردم نگران و حيرت زده، هر لحظه ی آن زمان چون يك ساعت مى گذشت و همگان ثانيه شمارى مى كردند كه نيروى غيبى اين مشكل را بگشايد.

|+| نوشته شده توسط ایمانی در سه شنبه چهاردهم تیر 1390  |
  یامهدی

شب های دراز بی عبادت چه کنم


طبعم به گناه کرده عادت چه کنم


گویند کریم است و گنه می بخشد


گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...
 

 

اللهم عجل لولیک الفرج 

|+| نوشته شده توسط ایمانی در جمعه شانزدهم مهر 1389  |
  یا مهدی

یا مهدی

 

مهدی کیست ؟

از جابر بن عبدالله انصاری که گفته است از رسول خدا پرسیدم که من خدا ورسول او را می دانم ومی شناسم ام اولوالامر را نمی دانم . آن حضرت فرمود : ای جابر  ایشان خلفای من وامامان مسلمان بعد از من ، اول ایشان علی بن ابیطالب (ع) وبعد از آن حسن بن علی (ع) وبعد از آن حسین بن علی (ع) وبدنبال او محمد بن علی واو در تو رات معروف است به باقر وتو او را دریابی . ای جابر ، چون او را بینی سلام من را به او برسان وبعد از آن یک یک ائمه را نام می برد تا آنکه چون به حجت قائم ( عج ) رسید ؛ فرمود که نام او نام من باشد وکنیه من کنیه او وحجت خدا است وبقیة الله ؛ او در میان مردمان ، حق تعالی مشارق ومغارب را توسط او بگشاید واو از شیعه خود عنایت گردد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایمانی در پنجشنبه هشتم مهر 1389  |
 مولای من سلام

مولای مهربان غزلهای من سلام.


سمت زلال اشک من ، آقای من سلام .


ما بی حضور سبز تو اینجا غریبه ایم.


دستی سری تکان بده آقای من سلام

    

 

مولای من !
 
شنيده ام وقتی بیایی رنگ دلتنگی از جمعه ها گرفته می شود.
 
پس بيا وجلوه بخش جمعه های بی رنگمان باش !
 
قسم به غربت روزهای انتظار از طلوع تا غروب خورشید های هر جمعه را چشم به راهت خواهیم ماند
 
تا عطر تمام نرگس هارا پیشکش نگاه آبی ات کنیم. وقتی بیایی به شقایق های عالم میگوییم...
 
عاشقی کم کنید که آخرین عاشق خدایی می آید...
 
 
 
* السلام علیک یا بقیه الله *
 
 
|+| نوشته شده توسط ایمانی در پنجشنبه هشتم مهر 1389  |
 یامهدی

 

یامهدی از آن زمان که گفته ای درمیان مردمی به

هرکه میرسم سلام میکنم

 

 

|+| نوشته شده توسط ایمانی در پنجشنبه هشتم مهر 1389  |
 چگونه فراموش کنم تورا

چگونه فراموشت کنم تو را...

که از خرابه های هرزگی به قصر سپید عشق هدایتم کردی

و عاشقی بی قرار و یاری با وفا برای خویش ساختی

آهو بره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی

و برای اشکهای او شانه هایت را ارزانی داشتی

و با صداقت عاشه انه ات دلش را به درد آوردی

چگونه فراموشت کنم تو را...

                             

|+| نوشته شده توسط ایمانی در چهارشنبه هفتم مهر 1389  |
 اخرین طوفان

http://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/10.gif

به دنبال تو مي گردم نمي يابم نشانت را

بگو بايد کجا جويم مدار کهکشانت را ؟

تمام جاده را رفتم غباري از سواري نيست

بيابان تا بيابان جسته ام رد نشانت را

نگاهم مثل طفلان ، زير باران خيره شد بر ابر

ببيند تا مگر در آسمان ، رنگين کمانت را

کهن شد انتظار اما به شوقي تازه ، بال افشان

تمام جسم و جان لب شد که بوسد آستانت را

کرامت گر کني اين قطره ناچيز را ، شايد

که چون ابري بگردم کوچه هاي آسمانت را

الا اي آخرين توفان ! بپيچ از شرق آدينه

که دريا بوسه بنشاند لب آتش نشانت را

http://zibasaz.persiangig.com/pic/bar/1/10.gif

|+| نوشته شده توسط ایمانی در چهارشنبه هفتم مهر 1389  |
 
 
بالا